چرا من اینقدر تنهایم؟

به نام خدا

چرا من اینقدر تنهایم؟

دوستان خوب پتانسیلی، سلام.

خیلی از ما لحظاتی از زندگی رو تجربه می کنیم که احساس درماندگی ، ناچاری و کلافگی تمام وجودمون رو پر می کنه. در این زمان ها، ما پر از شک و تردید می شیم. به همه چیز شک می کنیم. به کارهایی که انجام دادیم و کارهایی که قرار بوده بعد از این هم انجام بدیم. اگه شما هم تا به حال توی زندگی تون یه چنین احساساتی رو تجربه کردید، به شما پیشنهاد می کنم که این مقاله رو تا انتها دنبال کنید.

قبل از اینکه به علت ها و چراهایی که باعث به وجود آمدن این حس بشه بپردازم، از شما می خواهم تا عواملی که تمرکز شما رو تحت تاثیر قرار می دن، پایین میارن رو از خودتون دور کنید. در آرامش و تمرکز نیاز هست که همراه من باشید. چون هرگونه برداشت غلط از این صحبت، شما رو به یک پرت افتادگی عجیب غریب می ندازه! در حالی که قصد ما روشن شدن یک موضوع ساده است. پس در آرامش و تمرکز ادامه میدیم.

بیشتر ما شناخت خیلی خیلی محدودی از توانایی های خودمون داریم. قدرت حقیقی ما، پشت مسائل روزمره، حاشیه های زندگی و درگیری های ذهنی مون پنهان شده . اما من از شما می خوام که برای چند لحظه روی انعطاف پذیری خودتون، منظورم انعطاف پذیری بدنی شما نیست! انعطاف پذیر بودن ذهن و فرآیندهای ذهنی خودتون تمرکز کنید.

ببینید دوستان، یک موتور دیزلی رو تصور کنید.  تمرکز روی منابع وجودی شما، مثل سوخت برای اون موتور دیزلی یه. وقتی شما منابع وجودی خودتون رو بشناسید، هر چه بیشتر و بهتر، در واقع سوخت کافی برای ادامه سفر زندگی خودتون رو فراهم کردید.

اگر به خودتون توجه و مهربانی کافی رو داشته باشید، (مهربان باشید با خودتون) با اعمال مهرآمیز نسبت به خودتون چاه معنوی وجودتون رو پر می کنید و می تونید وجود خودتون و خیلی از افراد نزدیک تون رو سیراب کنید.

دارم از یک اتصال معنوی با خالق بزرگ با شما صحبت می کنم. فرقی نمی کنه شما با چه زبان و چه شکلی به این اتصال معنوی دست پیدا کنید، اما مطمئن باشید که اگر این اتفاق بیفته، شما به یک گنج نهان دست پیدا می کنید. گنجی که قدرت های درونی شما رو برای شما، روشن و شفاف می سازه.

مشکل خیلی از ما، اینه که به جای تکیه کردن به خدا، فقط می خواهیم به خودمون تکیه کنیم. و بعد احساس تنهایی می کنیم. تعجب می کنیم که چقدر تنهاییم. ما ارتباطمون رو قطع می کنیم و بعد احساس انزوا می کنیم. در واقع این تنهایی ساخته ی ذهن خود ماست تا توجیهی باشه برای اشتباهاتمون. در حالی ما واقعا تنها نیستیم!

گاهی این حس تنهایی خوب هم هست. یادمون میاره که چقدر نیاز به یک منبع انرژی، یک وجودِ برتر داریم. باعث میشه دست به اکتشاف لایه های عمیق تری از وجودمون بزنیم. گاهی جمع هایی هستند که نبودن در اون ها واقعا به نفع ماست. گاهی خوبه که از این جمع ها فاصله بگیریم. به خودمون نهیب بزنیم و در سکوت به کشف خودمون برسیم.

مرکز مشاوره تحصیلی پتانسیل

خیلی از ما؛ با ترس های خود محورانه زندگی می کنیم.

من هم مثل این خیلی ها بودم. من هم با ترس های خودمحورانه زندگی کردم. یک روز نگران این بودم اگه کارم رو از دست بدم؟ اگه بی پول بشم؟ اگه دانشگاه موفق نشم؟ اگه عزیزانم رو از دست بدم؟ اگه… اگه …

هزار تا اگه میاد توی ذهن آدم! خیال بافی های منفی !

اما یک جا باید ایستاد. باید ترمز ذهن خودمون رو بکشیم و بگیم؛ بسه! دست از خیال بافی های منفی و ذهنی پوچ بردار. این کار آسان نیست . اما لذت و طعمی رو به دنبال میاره، که حالِ آدم رو خوب و خوش می کنه. کافیه فقط تصمیم بگیرید، از امروز تصمیم بگیرید، وقتی این احساسات منفی سراغ تون اومد، وقتی احساس تنهایی بودن کردید، لبخند بزنید. بدونید که اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود.

به دنبال منبع نور باشید. تکیه گاه لازم دارید. شما به احساس حمایت شدن نیاز دارید. پس حال خودتون رو بشناسید و برای خودتون؛ بهترین راه درمان رو هم پیشنهاد بدید.

هیچ کس بهتر از شما نمی تونه به شما کمک کنه! به شرط اینکه تصمیم داشته باشید بهترین باشید. بهترین انسانی که تا امروز می تونستید باشید.

موفق باشید.

 

بخوانید  سقف اعتماد به نفس ...

برای دریافت آموزش ها و مقالات سایت و همچنین تخفیف های شگفت انگیز ایمیل خود را وارد کنید:

Newsletter signup

لطفا کمی صبر کنید....

ممنون از عضویت شما

شما هم به خانواده

چند هزار نفری

پتانسیل بپیوندید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*