قسمت دهم سریال #تاکنکور-من مدرک دارم، آیا دوباره برای کنکور بخوانم؟

موضوع: ویژه پشت کنکوری ها-مشاوره تحصیلی
نام فایل: قسمت دهم سریال #تاکنکور - من لیسانس (یا فوق لیسانس) دارم، آیا دوباره برای پزشکی (یا دندانپزشکی) بخوانم؟
فرمت محتوا: تصویری (ویدیو)
مخاطب: داوطلبان کنکور و دانش آموزان متوسطه
مدت زمان: ۲۳ دقیقه و ۴۱ ثانیه
مدرس: علیرضا مطلبی

به نام خدا سلام.در دهمین قسمت از سریال تا کنکور می خام با شما در رابطه با موضوعی صحبت کنم که چالش آموزشی این روزهای کشورمون هست. خیلی از جوان های ما این روزها سر دو راهی موندن و نمیدنن باید چکار کنن، چه تصمیمی بگیرن بهتر هست و متاسفانه خیلی ها هم راهنمایی های درستی نمیکنن یا اگر هم راهنمایی میکنن یک سوء گیری دارند. خیلی ها به ما پیام میدن با ما تماس میگیرن و میگن که من لیسانس یا فوق لیسانس دارم و دوباره میخام بشینم برای کنکور بخونم، به نظر شما این کار رو انجام بدم؟ میگن میخام دوباره بخونم برای پزشکی و دندان پزشکی به نظرتون این کار خوبه؟ اگر بخام این کار رو بکنم چه کاری باید انجام بدم که موفق بشم؟ برنامه ریزی ام به چه شکل باید باشه؟ شما به من مشاوره میدید؟و..
قبل از اینکه من بخام بهشون مشاوره بدم از اونها یک سری سوال می پرسم که شرایطشون رو بهتر درک کنم و بعد در نهایت فرصت های این موضوع رو نشون میدم ولی در کنارش تهدید هارو هم میگم تا در نهایت یک تصمیم عاقلانه تر بگیرن. من بهشون نمیگم که این کار رو انجام بدید و یا انجام ندید، من بهشون اطلاعات میدم، افراد موفق رو میگم و افراد ناموفق رو میگم. همون جور که بهشت رو بهشون نشون میدم جهنم رو هم بهشون نشون میدم! که در نهایت بهتر بتونن تصمیم بگیرن. من برعکس خیلی از مشاور ها و معلم ها که کاری میکنن که وقتی شما این سوال رو ازشون می پرسین که آیا کنکور بدم،میگن بله حتما بده، چون سو گیری مالی درش هست، من این کار رو نمی خواهم انجام بدم و اساسا توی اخلاق حرفه ای من نیست این موضوع چون میگم که ممکن یک نفر بره انجام بده و وسط کار ببره. من قبلش سنگ هام رو وا میکنم با مراجع. امروز میخام خلاصه اون جلسه مشاوره ام رو با شما بگم. یعنی اولش میخام بگم که دلیل اکثر بچه ها که میخان این کار رو انجام بدن چی هست و بعد میخام موانع رو نشون بدم و بعد فرصت ها رو نشون بدم و در نهایت راه کار بهتون بدم که اگر تصمیم گرفتید این کار رو انجام بدید،چه کار هایی رو هم باید بکنید که در نهایت احتمال موفقیت شما بره بالا. پس بنابراین وظیفه من امروز در این قسمت دادن اطلاعات به شما برای تصمیم گیری بهتر هست. من نه بهتون خواهم گفت این کار رو بکنید و نه خواهم گفت این کار رو نکنید. تصمیم نهایی با شماست. من وظیفه ام اینه که به شما اطلاعات بدم و امیدوارم بتونم کمکتون کنم که هر تصمیمی که میگیرید آگاهانه تر باشه و در نهایت خوشحال باشید که بهترین تصمیم رو گرفتید. چه این کار رو انجام بدید و چه این کار رو انجام ندید.
اول بریم سراغ اینکه اصلا دلیل عمده اینکه خیلی ها میرن سراغ پزشکی و دندون پزشکی چیه . چرا میخان دوباره بشینن کنکور بدن و این سختی رو تحمل کنن. من ۴ تا از رایج ترین دلایل رو الان میخام به شما بگم.اولین دلیلی که خیلی ها برای اون میرن در رشته تجربی کنکور میدن، که پزشکی بخونن دندون پزشکی بخونن دارو سازی بخونن، کسب درآمد و پول هست.خیلی ها میگن من میخام پزشکی بخونم که درآمدم بالا باشه.میگن نمیدونی که پزشکی میرن تو اتاق عمل هفت میلیو ن میگیرن میان بیرون. یه دماغ عمل میکنن ده میلیون میگیرن برای دو ساعت سه ساعت یا پنج ساعت زمان!من چه کاری میخام انجام بدم که از این درآمد بیشتری داشته باشم. یادندون پزشک چیکار میکنه یه جرم گیری میکنه یک ربع دویست سیصد هزار تومن میگیره. چکاری بهتر از این. قبول دارم حرفتون رو اما چند تا نکته رو باید مد نظر داشته باشیم برای این موضوع .اول اینکه کسی که میخاد پزشکی یا دندون پزشکی بخونه بین شش تا هفت سال باید زمان بزاره تا عمومی اش رو بگیره. بعد از اون باید بین سه الی چهار سال هم زمان بزاره تخصص اش رو بگیره.یعنی تقریبا ده الی یازده سال زمان نیازه که شما توی این رشته جا بیافتید و به کسب درآمد بالا برسید. خب من میگم که اگر میخاید این کار رو بکنید بهتر در این ده سال توی هر رشته ای زمان بزارید درست وقت بزارید و توی اون رشته متخصص بشید اونوقت میتونید به درآمد خوب برسید.اصلا نیازی نیست که شما برای کسب درآمد برید سراغ پزشکی یا دندون پزشکی. اگر یک رشته دیگه رو بخونید و اون رو دوست داشته باشید. من کسی رو میشناسم که مهندسی مکانیک خونده و الان ۲۳ ساله هست ولی ماهی ده میلیون تومان درآمد داره از همین رشته. از راه طراحی موتور خونه از راه طراحی تاسیسات مکانیکی یک ساختمون،یک برج. پس بنابراین این نیستش که بگیم این رشته فقط پول داره.من پزشک میشناسم که توی اجاره مطبش مونده. چرا چون پزشک معتبری نیست. من میخام بگم پول فقط این نیستش که بگیم پزشکی و دندون پزشکی هست. من میگم هر رشته ای مثل یه چاه پول میمونه شما اگه دندون پزشکی رو دو متر بکنید به چاه پول میرسید، پزشکی رو سه متر بکنید، روانشناسی رو پنج متر بکنید، حقوق روپنج متر بکنید،مهندسی رو ده متر بکنید و رشته های دیگه.. هر رشته ای به شکل خودش.اما هر رشته ای بالاخره به پول میرسه.دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره. بستگی به شما داره. من میگم پول درآوردن به نوع رشته زیاد ربط نداره به شخص ربط داره. معلمی داریم که موفق هست پزشکی داریم که نا موفق هست، وکیل موفق هست وکیل ناموفق هست روانشناس موفق هست و روانشناس ناموفق هست. برعکس این ها هم هست. روانشناس داریم ساعتی ششصد هزارتومن میگیره، نهصد هزار تومن میگیره.یه سخنرانی سه ساعته میکنه چهار میلیون میگیره.چرا چون سرشناسه. چرا چون وقتشو گذاشته توی اون حوزه.اون چاه خودش رو کنده.و شروع کرده بیشتر از بقیه کندن و زودتر از بقیه کندن.من میخام بگم به طمع پول نیاید سراغ این. پول یه انگیزه خوبه اما فقط بخاطر پول نباشه.چون اولا این زمان رو در نظر بگیرید ثانیا توی هر رشته ای اگر متخصص بشید شاید یکذره دیرتر به پول برسید اما مطمینا میرسید. پس بنابراین فقط طمع پول دلیل اومدن شما به رشته تجربی و شرکت در کنکور این رشته و پزشک و دندون پزشک شدن نباشه.
نکته دوم اینه که خیلی ها میگن پرستیژش بهتره. من پزشک بشم دندون پزشک بشم پرستیژ خیلی بالاتری دارم. قبول دارم. انگار توی روانشناسی تکاملی ما هم این موضوع هست که پزشک ها و دندون پزشک ها رو آدم های بالاتری میبینیم توی جامعه ،اما این موضوع نباید فقط اینجوری تلقی بشه که آره تنها پزشک ها جایگاه اجتماعی بالایی دارن. اگر یه سوپرمارکت داشته باشید توی محلتون اما خوشنام باشید منصف باشید موفق باشید خوش برخورد باشید و درآمد بالایی از اون داشته باشید پرستیژتون کم نیست. اگر غیر از اینه ما باید فقط به یک درصد جامعه احترام بزاریم و به نود و نه درصد بقیه بی اعتنا باشیم.اصلا همچین چیزی نیست. من ازتون این سوال رو میپرسم که یه وکیل یا روانشناس یا یه معلم یا یه سخنران یا فروشنده جایگاه اجتماعی ندارن؟ یک مدیر یک استاد دانشگاه نداره این پرستیژ رو؟ بیاید ببینیم فقط توی این رشته ها این پرستیژ وجود داره یا نه بقیه رشته ها هم وجود داره. بستگی به سرشناش شدن و خوشنام شدن شما داره، که توی اون رشته آیا شمارو میشناسن، آیا شما رو بعنوان یه مهندس سرشناس میشناسن اینکه هرجا برید بگن نظر ایشون مهمه. طرح ایشون رو ما قبول داریم. خب این پرستیژ خاص خودش رو داره. من میگم زیاد به حرف عوام نباشه که بریم توی یه رشته ای و بگیم آره این رشته رو مردم بیشتر میپسندن. بخاطر حرف مردم این کار رو نکنید.
سومین موضوع تایید طلبی و رضایت دیگران هست. یه عده انگیزشون اینه که من اگه برم رشته پزشکی دندون پزشکی بخونم دل مامان بابام راضی و خوشحال میشه. لطفا بخاطر دل مادر پدرتون اینکار رو نکنید.من یادم میاد زمانی که میخاستم کنکور بدم پدربزرگم خیلی اصرار داشت پزشکی بخون چون خودش عشق پزشکی داشت. من خوشم نمیومد از پزشکی همین الان به شما این رو میگم. نه اینکه از خون بدم بیاد نه ولی عشق درس زیست رو داشتم اما از اینکه بخام دندون یه نفر رو درست کنم اصلا خوشم نمیومد. من رشته روانشناسی رو علاقه داشتم.دوست داشتم به دیگران از راه توصیه کمک کنم.گوش دادن به حرف دیگران و سخنرانی رو دوست داشتم. من این کار رو دوست داشتم. خیلی هم غر زدن سر من، اما شما قرار نیست عمرتون رو بزارید به خاطر اینکه دیگران دوست دارن. اصلا مهم نیست حرف دیگران. لطفا بخاطر حس تایید طلبی سراغ این رشته نرید.
چهارمین دلیل رو گذاشتم آخر بگم و اون علاقه است.من سه تا دلیل قبل رو راه های دیگه براش پیشنهاد داشتم اما در رابطه با علاقه ذاتی، بایدعلاقه خودتون باشه، علاقه فشار آوردن از طرف دیگران نباشه. یعنی نگید آره احساس میکنم این رو بیشتر دوست دارن، نه علاقه ای که خودتون احساس میکنید که من فلان رشته رو بیشتر دوست دارم، اگر واقعا بخاطر این هست این کار رو بکنید اما اگر علاقه بخاطر حرف دیگران باشه این اسمش علاقه نیست. من واقعا کسی رو میشناسم که با ما تماس گرفته و گفته رشته پرستاری خوندم و الان میخام رشته پزشکی بخونم، احساس میکنم پزشکی رو بیشتر دوست دارم. لیسانس پرستاری رو گرفته و میگه الان میخام برای پزشکی بخونم. خب این آدم رفته دیده محیط رو و فهمیده که علاقه اش اینه. منم میگم باشه این کار رو بکن. اما یه نفر میگه احساس میکنم باحاله منم دوست دارم چه کار جالبیه.. اما شاید اصلا حوصله این کار رو نداشته باشه.یعنی اصلا آدم این کار نباشه . تیپ شخصیتی اش با این کار جور در نیاد.اگر علاقه دارید پیشنهاد میکنم این کار رو بکنید اما اگر بخاطر سه تا مورد دیگه بود، یعنی بخاطر پرستیژ و کسب درآمد و رضایت و تایید دیگران نکنید این کار رو اما اگر علاقه واقعی است خوبه که این کار رو انجام بدید.
بدون شک هر مسیری در کنار خوشی هایی که داره ممکن ناخوشی هایی هم داشته باشه یادتون باشه برای رسیدن به چیزهایی که دوست دارید خیلی از اوقات چیزهایی رو باید تحمل کنید که دوست ندارید. بنابراین من الان میخام موانعی که در سر راه موفق شدن شما قرار داره رو بهتون بگم. که با دید باز تری این مسیر رو طی کنید و بدونید که کجا قراره به چه مانعی برخورد کنید و وقتی اون مانع رو دیدید یادتون بیاد که این رو مطلبی گفته بود ها! من بعدش میخام راه کار ها رو هم بهتون بگم که وقتی مانع رو دیدید چجوری از روش بپرید.
اولین مانع نا امیدی و سرزنش از طرف دیگران و اطرافیان هست.یعنی تا شما بهشون میگید من تصمیم گرفتم میخام پزشکی بخونم میگن سنی ازت گذشته بیخیال، موفق میشی؟ فقط درصد کمی قبول میشن ها فکر میکنی بتونی؟یا شروع میکنن میگن که ما دعا میکنیم برات اما خیره ایشالا.. یه جورایی با زبان بدنشون ما رو نا امید میکنن انگار که مثلا ما داریم میریم جنگ. این حرف ها ممکن مارو نا امید کنه. خواهشی که از شما دارم اینه که اصلا هدفتون رو بهشون نگید. یعنی شما سکوت کنید بزارید موفقیت تون سر و صدا کنه.وقتی میخاید از پایین کوه شروع کنید برای بالا رفتن ، نگید خب بچه ها من دارم میرم بالا. خب همه میگن ببین کوه سختی داره ها گرگ داره ها ممکن مار نیشت بزنه ها بعد میری بالا سرد میشه ها خسته میشی ها. خب اینجوری شما میگی اصلا ولش کن.نمیرم! هر مسیری سختی داره شما برید بالا شروع کنید و اصلا به کسی نگید. وقتی رسیدید بالا و پرچم تون رو زدید همه پرچم تون رو میبینن. پس بهتره اول اصلا نگید این موضوع رو.
دومین مانع اینه که خیلی ها فکر میکنن با وقت کم میتونن این کار رو بکنن. فکر میکنن وقت کم هم اگه بزارن میتونن موفق بشن.من میخام بهتون بگم که همچین چیزی نیست. یعنی شما برای موفق شدن باید زمان بزارید.چند وقت پیش یک خانم بیست و هشت ساله ای به من زنگ زده بود و میگفت من رشته مامائی خوندم الان هم دارم دو جا کار میکنم، از صبح تاساعت یک یکجا کار میکنم از ساعت یک تا چهار هم یک جای دیگه کار میکنم و چهار میام خونه بعد یکساعت و یکساعت و نیم باید کارهای خونه رو انجام بدم غذا درست کنم ساعت شش هم شوهرم میاد . شما میتونید به من برنامه بدید برای اینکه درس بخونم دندون پزشکی قبول بشم ؟فقط هم دانشگاه تهران میخام.چون ما منزلمون تهران نمیتونم از تهران خارج بشم. من بهشون گفتم که شما فکر کردید من میتونم معجزه کنم؟شما فقط پنج ساعت میتونی مطالعه کنی تازه مطالعه شما هم به شرط ها و شروط ها بستگی داره.شما نمیخاید به همسرتون رسیدگی بکنید؟ شما اگر قرار باشه توی اتاق تون باشید شوهرتون خسته از سر کار میاد نمیخاید دو دقیقه باهاش حرف بزنید؟ شما اگر قرار باشه فقط تو اتاق باشید خب دو ماه بعد که باید طلاق بگیرید.همسرتون میگه این چه زندگیه؟
بیایم شرایطمون رو ببینیم. من بهشون گفتم بیاید یک کاری کنیم میتونید اون جای دومی که کار میکنید رو کنسل کنید فعلا و بعدش بیاید برای مشاوره اما در حال حاضر من به شما مشاوره نمیدم چرا چون میدونم شما موفق نمیشی.میگه آخه یک جای دیگه به من گفته بود بیا پیش ما موفق میشی. منم گفتم آره شاید اون ها بخان پول حروم قاطی پولشون کنن من بعنوان مشاور نمیکنم این کار رو .با اصول اخلاقی ام در تضاده. چون میدونم در نهایت این مسیر به موفقیت نمیرسه. شانس بیاری به طلاق نرسه. اون نمیدونست شرایطش چجوریه. نمیشه تا ساعت ۶ بعد از ظهر سر کار باشی بعد بگی میام خونه ساعت شش و پنج دقیقه شروع میکنم به درس خوندن تا ساعت دوازده شب. خب شما چند وقت میتونی این کار رو تانجام بدی. یک ذره باید یک چیز رو کم کنی یک چیز از دست بدی تا یک چیز دیگه بدست بیاری.پس بنابراین زمان تون رو درست تخمین بزنید . نداشتن زمان یکی از موانع مهم برای موفقیت توی این زمینه است.
نکته بعدی که مانع بعدی ماست اینه که انگیزتون چقدر قوی هست؟ سنگ هاتون رو با خودتون واکندید یا نه؟ببینید حوصله درس خوندن دارید یا نه.خیلی ساده بگم نمیخایم نا امید بشید وسط مسیر. مطمینسد که ولقعا میخاهید همچین چیزی رو یا نه قراره بگید این کار جذابه و بعد شروعش کنید بعد وسط کار بزاریدش کنار.اگه میخاید این کار رو بکنید اصلا شروعش نکنید. اما من میخام بهتون بگم بی انگیزگی برای همه هست.نمیخام شما بگید احتمال داره بی انگیزه بشم پس بیخیال بشم. نه ، اشتباه برداشت نکنید از حرفم، میخام بگم اگر میبینید که انگیزتون خیلی قوی اونوقت بسم الله شروع کنید.ممکن هست یه جاهایی هم بی انگیزه بشید اشکال نداره با مشاورتون صحبت میکنید فیلم انگیزشی میبینید مشاورتون بهتون راه کار میده در هر صورت برطرف میشه اما واقعا ببینید انگیزتون چقدر قوی هست.اگر خیلی قویه شروع کنید.
اما بخش آخر صحبت هام در رابطه با اینه که چجوری میتونیم موفق بشیم.راه کار هاتون چیه آقای مطلبی. من تصمیم ام رو گرفتم که بشینم درس بخونم چه کاری انجام بدم احتمال موفقیت ام میره بالا. الان میخام چند تا راه کار و پیش نیاز برای موفقیت بهتون بگم.اولین پیش نیاز برای موفق شدن در کنکور رعایت استاندارد های مطالعاتی هست.رتبه های برتر بین ۴۰ الی ۵۰ ساعت قبل از عید مطالعه داشتن و بعد از عید حدود ۵۰ الی ۶۰ ساعت مطالعه داشتن. شما هم باید به این استاندردها خودتون رو نزدیک کنید.تعداد تست تون رو باید به این اعداد نزدیک کنید. باید تقریبا هفته ای بین ۵۰۰ الی ۱۰۰۰ تا تست آموزشی بزنید. پس بنابراین این تمرین ها و ساعت مطالعه رو اگر هدف شما هم رتبه برتر شدن هست،رعایت کنید و مثل اونها رفتار کنید.
دومین پیش نیاز اینه که ما مهارت هامون رو بالا ببریم.مهارت ها مثل ابزار ها میمونن. ببینید وقتی کسی که تندخوانی بلد باشه میتونه از بقیه سریع تر بخونه در زمان کمتر نتیجه بیشتری بگیره. یا کسی که تمرکزش بالاست و یاد گرفته که چجوری تمرکزش رو ببره بالا یک ساعت و نیم که مطالعه میکنه یک ساعت و بیست و پنج دقیقه اش مطالعه مفید هست.خیلی ها یکساعت و نیم مطالعه میکنن حداقل یک ساعت خروجی مفید نداره. یا کسی که استرس داره و همش نگران که آیا قبول میشم نمیشم دوستم چرا اینجوری گفت بهم مادر پدرم چرا اینجوری بهم میگن و.. کسی که استرس اش رو نمیتونه کنترل کنه هیجاناتش رو نمیتونه کنترل کنه خب مطمینا ترمز دستی موفقیت اش بالاست.بنابراین با سرعت کمتری میتونه در این مسیر پیش بره.یا کسی که نمیدونه توی آزمون چجوری باید شرکت کنه هنر آزمون دادن رو بلد نیست، همون بهتر که اصلا آزمون شرکت نکنه.خب همه این ها در کنار هم یکی از عوامل موفقیت مارو شکل میدن.افرادی که مهارت هاشون بالاست در زمان کمتر نتیجه بیشتری میگیرن پس بنابراین حتما روی مهارت هاتون کار کنید.
سومین مورد برنامه خوب هست. بدن شک یکی از مهم ترین عوامل موفقیت داشتن یک برنامه منسجم هست. وقتی ما یک برنامه خوب داریم خیالمون راحته که قراره درس هارو چجوری بخونیم در هر روز چه کارهایی باید انجام بدیم که ذهنمون منسجم و خیالمون راحته که من قرار هست درس هارو سه با چهار بار مرور کنم. حتما از یک مشاور کمک بگیرید. بپرسید. ما دو نوع منبع داریم یک منبع ما تجدید پذیر هست دو منبع ما تجدید ناپذیر هست. پول منبع تجدید پذیر هست.میره و میاد. اما زمان نه. من چقدر پول بدم که یکسال جوون تر بشم.شما یکسال اشتباه درس میخونید. یک نفری که داره این کار رو انجام میده و میدونه در هر زمانی چه کاری باید انجام بده از اون بپرسید که الان باید چکار بکنید. حالا هزینه باید داد خب هیچ اشکالی نداره وقت پیش یک مشاور میرید دیگه میدونیم که چه چیزهایی بخریم پولمون رو دور نریزیم.میدونیم چه کتاب کمک آموزشی بخریم بهتره. میدونیم چه برنامه ای باید بگیریم. انگیزمون اگر اومد پایین کمکمون میکنه انگیزمون رو ببره بالا . نمیگم بیاید با ما مشاوره بگیرید . نه اما یه مشاوری که شما قبولش دارید و منصف میدونید اون رو،حرفه ای میدونیدش حتما ازش کمک بگیرید برای مشاوره اگر هم خواستید که با ما مشاوره بگیرید شماره های ما هست.میتونید با ما تماس بگیرید و از ما مشاوره بگیرید. اما چه ما چه دیگران یک مشاور حتما داشته باشید.
نکته بعدی این هست که توی این مسیر برای موفق شدن شما بیشتر از هر چیزی نیازمند این هستید که روند خودتون رو تصحیح کنید. حتما در یک آزمون آزمایشی شرکت کنید. من پیشنهادم اول گزینه دو هست بعد قلم چی هست و بعد سنجش. پیشنهاد اولم برای داوطلب های فارغ التحصیل گزینه دو هست. بعضی ها اگر گزینه د و دوست نداشتن میتونن توی قلم چی شرکت کنن و سنجش گاج و آزمون های دیگه هم هست. من پیشنهادم گزینه دو هستش این که میگم گزینه دو هیچ سودی هم برای من نداره. حتما در یک آزمون آزمایشی شرکت کنید.آزمون تون رو تحلیل کنید و اگر آزمون تون رو بد میدید ناراحت نشید به فکر تحلیل اش باشید. ببینید مشکل کجاست مشکل رو در نطفه خفه کنید که در آزمون های بعدی دوباره پیش نیاد و در کنکورتون که آخرین آزمون آزمایشی شماست بدرخشید و یادتون باشه که باید صبر کنید.موفقیت یک شبه بوجود نمیاد. موفقیت یک شبه فقط توی کتاب هاست.موفقیت در واقعیت نیازمند این هست که از پله ها بریم بالا. آسانسورش خرابه کار نمیکنه. قرص موفقیت برای لاغری نداریم که یه قرص بخوریم ده کیلو لاغر بشیم.باید آروم آروم این پله هارو بریم. حتی برای رسیدن به خدا که مولانا میفرمایند: از مقامات تبتل تا فنا پله پله تا ملاقات خدا. پس این پله هارو باید بریم. صبر باید کنیم. دونه ای که میکاریم آب باید بهش بدیم. مستمر باید آب بدیم تا در نهایت رشدش رو ببینیم. انتهای صحبت هام رو به عنوان جمع بندی میخام بگم که واقع بین باشید برای این تصمیم. یعنی فرصت هارو ببینید تهدید هارو ببینید توانایی های خودتون رو ببینید هدفتون رو ببینید و کاری کنید و تصمیمی بگیرید که ده سال بعد وقتی باخودتون فکر میکنید و میگید که من اگر برگردم همین مسیر رو میام. اگر این جمله رو بگید یعنی که خوب عمل کردید. در انتهای صحبت هام میخام این جمله از استادم آقای شعبانعلی رو بگم که گفتن: هر کسی در یک لحظه و به یک نفر باید پاسخگو باشد ،خودش در لحظه مرگ.
کاری کنید که اون موقع حسرتی توی دلتون نباشه که کاش این کار رو میکردم. هر وقت من موفقیتی رو میبینم یا پزشکی رو میبینم موفق شده جوری نشه که بگیم کاش من هم پزشکی میخوندم.نمیخام بگم لزوما رفتن سمت پزشکی و دندان پزشکی خوبه، ممکن یک نفر بگه من توی یک مسیر دیگه میرم. راه های دیگه ای برای خودش پیدا کنه. مثلا من بفهمم دغدغه ام پول بوده خب میرم توی یک مسیر دیگه دنبال پول. شاید یکذره دیرتر برسم اما مطمئنا راحت تر میرسم.این مسیر زمان من رو شاید بیشتر بگیره. تصمیم تون رو قاطع بگیرید روی تصمیم تون وایسید اطلاعات بگیرید و بعد که تصمیم گرفتید دیگه به هیچ چیزی فکر نکنید.امیدوارم تونسته باشم کمک کنم به شما تا با دید باز تری این کار رو انجام بدید. یا علی

بخوانید  راهنمای انتخاب رشته

برای دریافت آموزش ها و مقالات سایت و همچنین تخفیف های شگفت انگیز ایمیل خود را وارد کنید:

Newsletter signup

Please wait...

ممنون از عضویت شما

شما هم به خانواده

3000 نفری

پتانسیل بپیوندید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*