قسمت چهارم سریال #تاکنکور-تقویت حافظه

تکنیک های تقویت حافظه

 

 

موضوع: تقویت حافظه-مشاوره تحصیلی
نام فایل: قسمت چهارم سریال #تاکنکور - تقویت حافظه
فرمت محتوا: تصویری (ویدیو)
مخاطب: داوطلبان کنکور و دانش آموزان متوسطه
مدت زمان: ۱۶ دقیقه و ۱۰ ثانیه
مدرس: علیرضا مطلبی

به نام خدا سلام

در چهارمین قسمت از سریال تا کنکور می خوام با شما در رابطه با یک تجربه ای صحبت کنم که  احتمالا در دوران تحصیل تون داشتید. شما هم حتما برای یک آزمونی زیاد تلاش کردید و گفتید خب من توی این آزمون باید پیشرفت ام رو ببینم اما  وقتی رفتید سر جلسه ی آزمون دیدید که  این دوتا گزینه چرا انقدر شبیه هم هست؟! ته آیه دین و زندگی چی بود که یادم نمیاد؟!  فرمول های هندسه تحلیلی رو که ده بار خوندم چرا  هچ کدوم یادم نیست؟!

این تجربه ی تلخ فراموشی باعث میشه که روی خودمون  بعضی وقت ها یه برچسبی بزنیم که من خنگم که یادم نمیمونه!

نکته ای که وجود داره اینه که توی روانشناسی گفته میشه هوش انسان تا ۱۵ سالگی رشد میکنه  و بعد رشدش متوقف میشه و به  یک حد ثابتی میرسه. این  در رابطه با IQ و هوش هست. اما در رابطه  با حافظه،ما میگیم شما در هر سنی  که باشید اگر مهارت ها و تکنیک ها رو یاد بگیرید می تونید از حافظه تون بهره برداری بیشتری بکنید. پس بنابراین اگر هوش بیشتر جنبه ی ارثی داره حافظه بیشتر جنبه ی اکتسابی  و محیطی داره. یعنی  شما باید برید تکنیک ها و مهارت هاش رو یاد بگیرید تا بهتر بتونید ازش استفاده کنید.

در  رابطه با کنکور و حافظه ی انسان دو  تا نکته مهم وجود داره:

۱)شما سر جلسه ی کنکور علاوه بر اینکه  نیاز دارید محتواهارو یادتون باشه و خوب یاد گرفته باشید، به سرعت عمل هم نیاز دارید. یعنی باید بتونید از حافظه تون سریع استفاده کنید. در غیر اینصورت ممکن شما به رشته دلخواهتون نرسید. مثالش ساده است. من همیشه میگم  کسی که رتبه اش دوهزارمیشه در کنکور و کسی که رتبه اش چهار هزار میشه از نظر بار علمی زیاد با هم تفاوت ندارند و چه بسا اون کسی که چهار هزار شده، بیشتر هم درس خونده باشه یا حتی معدلش بالاتر باشه اما اون کسی که رتبه اش دو هزار شده  یکی از عوامل موفقیت اش بدون شک، سرعت عمل هست. پس  بنابراین اگر توی  کنکور می خوایم نتیجه ی عالی بگیریم.

باید بتونیم از حافظه مون سریع استفاده کنیم.

۲)دومین نکته اینه که کنکور دوی سرعت نیست. این نیست که مثلا شما یک مطلبی رو امروز یاد بگیرید و بگید خب دو ساعت بعد میخایم ازتون بپرسیم، یا اینکه بگن دو روز بعد امتحان داریم. شما یک مطلبی امروز می خونید ممکن یک ماه بعد دو ماه بعد شش ماه بعد نیاز باشه که یادآوریش کنید و شاید شش ماه بعد کنکور شما باشه. پس بنابراین ما در طی این ماراتن ممکن مطالب رو فراموش کنیم و ضمنا داستان کنکور با داستان امتحان های مدرسه و امتحانات نهایی فرق میکنه. ما در امتحانات مدرسه یک درس رو امتحان میدیم اما توی کنکور ما ۷ یا ۸ تا درس رو باید امتحان بدیم، هر درسی خودش سر فصل های مختلفی داره، مثلا برای درس ادبیات ممکن شما ۵ تا کتاب لازم باشه خونده باشید، و یاد آوری این ها و اینکه کاری کنیم که این ها با هم تداخل نداشته باشند یک هنر هست. که من توی این قسمت میخوام با شما در رابطه با مکانیزم حافظه انسان و یکی از نظریه های معتبر روانشناسی در زمینه ی حافظه صحبت کنم و بعد به بررسی تکنیک های تقویت حافظه بپردازم.

یکی از پیشگام های اصلی تحقیق روی حافظه ی انسان آقای “ابینگهاوس” هستن. آقای ابینگهاوس توی تحقیق شان به یکسری از افرادی که شرکت کرده بودند کلماتی دادند و گفتند این کلمات رو یاد بگیرید  و می خواهیم در بازه های زمانی مختلف اون هارو ازتون بپرسیم. نتیجه ی اصلی تحقیق به شکل خلاصه این شد که وقتی کلمات رو ۱ساعت بعد از این افراد پرسیده بودند حدود  ۵۰% از اون هارا فراموش کرده بودند و طی  ۲۴ ساعت بعد ۸۰% از اون هارو فراموش کرده بودند و فقط حدود ۲۰% از اون کلمات در ذهن شان مونده بود. تحقیقات  آقای ابینگهاوس زمینه ساز این شد که دانشمندان دیگه در حوزه های روانشناسی یا حتی پزشکی روی حافظه ی انسان تحقیقات بیشتری انجام بدن. حالا شاید سوال شما این باشه که چرا اصلا حافظه ی ما میل بیشتری به فراموشی داره تا اینکه مطالب رو بیشتر در خودش ثبت کنه؟

بخوانید  قسمت هشتم سریال #تاکنکور-روش مطالعه رتبه های برتر

حدیثی داریم در دین مون که می فرمایند: حافظه نعمت بزرگی است اما فراموشی بزرگ تر از آن.

شما فرض کنید کسی که امروز اتفاقی بدی براش میافته (مثلا فوت یکی از اقوام اش) اگر قرار باشه احساسات و هیجانات روز اول این اتفاق رو طی سه ماه آینده هم داشته باشه و هر روز با همون غم زندگی کنه،خب زندگی اش فلج میشه و عملکرد اش در زندگی افت میکنه. پس بنابراین ذهن انسان دوست داره سرکوب کنه، فراموش کنه، تا بتونه به عملکرد اش ادامه بده.

پس یادمون باشه اینکه ذهن ما دوست داره یکسری از مطالب رو فراموش کنه لزوما بد نیست اما ما می خواهیم یاد بگیریم که  زمان هایی که دوست داریم یکسری مطالب خوب تو حافظه مون بمونه رو با استفاده از تمرین ها تکنیک ها و مهارت ها و استراتژی ها، چجوری مطالب روبهتر توی حافظه مون نگه داریم و با این فراموشی یک جورایی مقابله کنیم. پس بنابراین ما میخایم تکنیک های تقویت حافظه رو به شکل انتخابی برای مسائلی که بیشتر به آنها احتیاج داریم، استفاده کنیم.

عوامل موثر بر تقویت حافظه به دو دسته تقسیم میشن.

  1. عوامل مستقیم: که شامل استفاده از تکنیک ها راهبرد ها و استراژی های تقویت حافظه است و من در این قسمت در رابطه با این موضوع و سر فصل ها صحبت می کنم.
  2. عوامل غیر مستقیم: رعایت نکات بهداشت جسمانی و روانی و مسائلی که در بلند مدت باعث میشه حافظه ی شما بهبود پیدا کنه.

پس بنابراین من در این قسمت در رابطه با عوامل مستقیم صحبت می کنم که در کوتاه مدت بهتر نتیجه میده و شما نیازمند زمان کمتری برای یادگیری مهارت های آن هستید و سریع تر میتونید ازش استفاده کنید و در آزمون های آزمایشی تون نتیجه ی بهتری بگییرید.

در نظریه ی نظام خبر پردازی گفته میشه که حافظه ی انسان از سه بخش تشکیل شده.

مرحله ی اول حافظه ی حسی هست. یعنی ما اطلاعات را یا می بینیم یا بو میکنیم یا لمس میکنیم یا می شنویم و اطلاعات از طریق حواس پنج گانه وارد حافظه ی حسی ما میشن. اگر به این اطلاعات توجه بشه وارد مرحله ی بعدی یعنی حافظه ی کوتاه مدت ما میشن.

ما تمام افرادی که در طول روز میبینیم رو قیافه شون رو یادمون نمیمونه. شاید ما در طول روز ۱۰۰ یا ۲۰۰ نفر آدم رو ببینیم اما شاید یک نفرش را یادمون بمونه اون هم کسی که به او توجه کردیم! اما بعد از اینکه اطلاعات از حافظه ی حسی وارد حافظه ی کوتاه مدت ما شد، اگر با راهبردهای تقویت حافظه همراه بشه که این قسمت بخشی از ۀآنرا آموزش میدم، وارد حافظه ی بلند مدت ما میشه. پس بنابراین اگر در مرحله ی حافظه ی حسی به اطلاعات توجه نشه دیگه در حاظه ما نمی مانند اما اگر بهشون توجه بشه وارد حافظه ی کوتاه مدت می شوند و اگر با استراتژی های حافظه همراه بشه وارد حافظه ی بلند مدت ما میشن. به این سیر می گوییم: یادگیری. اما عکس اون، مراحل  یاد آوری است. یعنی اطلاعات از حافظه ی بلند مدت فراخوانی میشن به حافظه ی کوتاه مدت و بعد میان به حافظه ی حسی و ما با دستمون روی کاغذ اطلاعات رو می نویسیم.

پس تا اینجا با مراحل  حافظه ی انسان آشنا شدیم اگر آماده اید بریم سراغ اصل مطلب یعنی تکنیک های تقویت حافظه.

تکنیک اول رو میخام با مثال شرح بدم.شما فرض کنید که میرید خونه ی یکی از اقوام یا آشنایان تون و بهتون میگن  اگر امکانش هست برید توی آشپزخونه و نمکدون رو بیارید. شما میرید توی آشپز خونه و میبینید  که در همه ی کابینت ها بسته است. نمکدون توی آشپزخونه هست اما شما نمی دونید کجاست. برای اینکه نمکدون رو پیدا کنید باید در تک تک کابینت ها رو باز کنید تا در نهایت  بتونید نمکدون رو پیدا کنید. اما توی خونه  خودتون انقدر سختی میکشید؟ نه. چون می دونید نمکدون دقیقا توی کدوم کابینت هست.میرید توی آشپزخونه کابینت سوم دست راست نمکدون توی کابینت پایینی هست. و از اونجا نمکدون رو برمیدارید. اما توی  خونه ی یک نفر دیگه چون آشنایی ندارید به چینش  اونجا نمی تونید سریع پیداش کنید. حالا یه نکته ی دیگه رو بزارید بهتون بگم.  شما فرض کنید میرید توی یک کتابخونه و دنبال یک کتاب  می گردید. از مسئول کتابخونه می پرسید ببخشید شما  فلان کتاب رو دارید؟ اون هم میگه آره شما باید برید طبقه دوم سالن مطالعه ی c تو قفسه دوم کتاب مورد نظرتون هست. شما  راحت میرید و اون کتاب رو برمی دارید. اما فرض  کنید میرید توی یک کتابخونه دیگه ای میگید که  سلام،فلان کتاب رو دارید؟ اونها میگن بله اما باید برید توی سالن مطالعه مون، و اونجا همه ی کتاب هارو ریختیم روی زمین و شما باید  برید کتاب تون رو پیدا کنید. حالا سوال من از شما اینه توی کدوم یکی از  این دو تا کتابخونه ، کتاب تون رو راحت پیدا می کنید؟! کتابخونه ی اول که منظم و دسته بندی شده است یا  کتابخونه دوم که کتاب هست اما نامنظم روی زمین ریخته  شده؟

بخوانید  قسمت پنجم سریال #تاکنکور-ابزارهای موفقیت در کنکور

خب مطمئنا کتابخونه اول. می خوام بگم خیلی از  اوقات که ما اصلا یک مطلبی  رو فراموش کردیم یا بلد نیستیم یا یادمون  نیست و انگار توی حافظه مون نرفته، اون مطلب هست، اما نمی دونیم کجای حافظه ی ماست. باید به ذهنمون بیشتر فشار بیاریم تا بفهمیم  کجای ذهنمون هست و کی خوندیمش و با چه مطالبی ارتباطش دادیم. پس بنابراین  اگر می خایم توی کنکور سریع از  حافظه مون استفاده کنیم(اگر یادتون باشه در ابتدای بحث  هم گفتم که ما نیاز داریم سر جلسه ی آزمون و  کنکور سریعا مطالب رو  یادآوری کنیم) اگر میخاید که بتونید این کار رو سریع تر انجام بدید، باید مطالب رو به شکل طبقه بندی شده یاد بگیرید. چجوری، شما باید  از این به بعد که  میخاید مطالب رو خلاصه  نویسی کنید یا یادداشت برداری کنیدبه شکل مایندمپ ای، که ما بهش میگیم درخت دانش، (مایندمپ رو اولین بار روانشناس انگلیسی وارد مبحث روانشناسی کرد و بیشتر در رابطه باهاش تحقیق کرد)شما باید بیاین بگید  خب عنوان این موضوع چیه ،  و حالا این عنوان چه تیترهایی زیر مجموعه اش داره و چه عناوین اصلی ای داره، و هر عنوان اصلی چه عنوان های فرعی رو پوشش میده. یعنی تیتر، عنوان های اصلی و در  نهایت عنوان های فرعی. اگر مطالب رو  به این شکل یاد بگیرید ،ذهنتون منسجم میشه مثل همون کتابخونه ای که مسئولش گفت برید فلان طبقه فلان قفسه و همونجا کتابتون  رو  بردارید ! اینجوری سر جلسه کنکور  راحت تر پیداش می کنید. اما یه مثال دیگه زدم که گفتم میرید خونه ی یکی از اقوام تون و ببینید نمکدون توی آشپزخونه اش کجاست، چرا این مثال رو زدم، به این خاطر که بعضی ها میان از خلاصه ی دیگران استفاده میکنند. آیا این کار خوبه؟ نه، چون خلاصه ی اونها طبقه بندی ذهن اون هاست اگر شما خودتون خلاصه برداری رو انجام بدید مطمئنا با ذهن شما هماهنگ و سینک هستش. اینجوری  نتیجه بهتری میگیرید و ضمنا یادتون باشه که یکبار نوشتن  تقریبا معادل هشت بار خوندن هست. یعنی شما یکبار یک مطلبی رو مینویسید انگار  هشت بار خوندید. اصلا در دینمون حدیث داریم که دانش را با نوشتن به بند بکشید. پس بنابراین  اگر میخاید بهتر مطالب رو یاد بگیرید  حتما یادداشت برداری کنید و بنویسید و یادداشت برداری تون به شکل منسجم باشه.

تکنیک بعدی تقویت حافظه اینه که  درس هر روز همان روز.

ببینید شما یادتون  میاد بهتون گفتم وقتی مطلبی رو یاد میگیرید ۱۲ ساعت  بعد  یا یک روز بعد ۸۰% اش میپره. حالا شما افتادید توی چرخه ی باطل. این چرخه ی باطل چیه، اینه که شما  یک مطلبی رو امروز  یاد میگیرید و با خودتون میگید که خب بزار من  تکالیف هفته ی قبل ام رو که برای  درس فردام نیاز دارم امروز انجام بدم و درس  هر روز همان روز رو ول کن. میدونید  یعنی چی؟ یعنی اینکه امروز یکشنبه است و شما درس شیمی داشتید و فردا دوشنبه است و درس ریاضیات دارید. امروز که یکشنه است و بهتون شیمی درس دادن درس امروز رو نمیخونید و تکالیف  هفته ی قبل ریاضی رو انجام میدید که فردا معلم ازتون میخاد. اما اگر شما همون هفته ی قبل تکالیف درس ریاضی رو  همون دوشنبه انجام داده بودید امروز وقت داشتید که همون ریاضی رو بخونید. میدونید چی شده افتادیم توی یک  چرخه  ی باطل که داریم با یک هفته اختلاف زمانی درس میخونیم و اینجوری نیازمند انرژی بیشتری هستیم برای اینکه مطالب رو یاد بگیریم. چه کاری  باید انجام بدیم، شما از این به بعد باید بیاید  مطالب درسی تون رو هر روز که بهتون میگن همون روز  بخونید. این کار مفید که در  آینده باید انجام بدید البته الانم میتونید باکمک مشاورتون و تکنیک های برنامه ریزی انجامش بدید اینه که برنامه هر روز تون رو همون روز یک مروری بکنید و بدونید که من قراره امروز این کارها رو بکنم، و کارهای جانبی دیگه ای رو انجام بدم و این مطالب درسی رو بخونم. مثلا دو ساعت باید ریاضی  بخونم بعد فیزیک بخونم. خب اگر برنامه تون رو مرور کنید اون روز ذهنتون منسجم تره. میخام بهتون بگم مطلب تا داغ هست باید بچسبه تا تنور داغه  بچسبون! اینجوری هم انرژی کمتری مصرف  میکنی و هم در بلند مدت راحت تر مطالب درسی رو یاد میگیری. پس بنابراین اگر از  این تکنیک ساده استفاده کنی مطمئن باشید در یک بازه ی زمانی دو سه هفته ای احساس میکنید که چقدر راحت تر دارید درس ها رو میخونید و اون مطلبی رو که اون روز بهتون یاد دادن تا توی ذهن تون هست و نپریده با چند تا تست زدن و مرور یک کتاب و یک جزوه ی دیگه تثبیت میشه و در نهایت می تونید نتیجه ی بهتری بگیرید.

بخوانید  قسمت اول سریال #تاکنکور - مهندسی معکوس 1

تکنیک سوم مربوط میشه  به همون قضیه ی ماراتن کنکور. یک وقت هست کتابی رو به شما میدیم و میگیم این کتاب رو بخونید. شاید شما بخاید اون کتاب رو بعنوان سرگرمی بخونید، شاید این کتاب رو بخاید بخونید که ازش ایده بگیرید، الهام بگیرید و کلیت کتاب رو  فقط بخاید متوجه بشید. اما یک وقت  هست میگیم این کتاب رو شما باید بخونید، دقیق هم بخونید، کل اش رو بخونید و قراره ازتون امتحان بگیریم، و معلوم هم نیست از کجاش بخایم امتحان بگیریم. خب در این حالت اصلا قضیه کلا فرق میکنه  شما باید ریز به ریز مطالب رو یاد بگیرید و ضمنا قضیه زمانی سخت تر میشه که به شما بگن مثلا این صد تا یا پنجاه تا کتاب رو بخونید و ما قراره ازتون شش ماه نه ماهه بعد امتحان بگیریم!

توی این فواصل بلند مدت هیچ چیزی اندازه ی مرورو منظم جواب نمیده. تحقیقات آقای ابینگهاوس رو که بعدا گسترشش دادند و ریسرچ های دیگه ای روش انجام دادند به این  نتیجه رسیدن که  بهترین زمان های مرور  که ما  ذهن مون تا داره اون مطلب رو فراموش میکنه دوباره بیاریمش توی اوج  و نیازمند  انرژی کمتری باشه به این شکل هست:

یک روز بعد از یادگیری مرور اول

یک هفته بعد از یادگیری مرور دوم

یک ماه بعد از یادگیری مرور سوم

سه ماه بعد از یادگیری مرورو چهارم

شش ماه بعد از یادگیری مرور پنچم ماست.

شاید ممکن شما بگید اا چرا انقدر زیاد، ما باید واسه تک تک مباحث این کار رو بکنیم؟ بله برای یکسری از مباحث که فراموش میشن،  یکسری از مباحثی که خیلی زمان میخوره بهشون  تا اینکه شما بخاید برید اونهارو یادآوری کنید و در امتحان پس بدید، حتما از این تکنیک استفاده کنید. شاید اولش سخت باشه اما مرور های منظم نه تنها سرعت عمل شما رو میبره بالا بلکه باعث میشه  یکسری از مفاهیمی رو که بار اول خوندید و شاید  کامل متوجه اش نشدید رو این دفعه  بهتر و مفهومی تر یاد بگیرید.

از شما ممنونم که تا به این لحظه با ما همراه بودید. خوشحال میشیم که نظرتون رو در رابطه با این سریال برای ما در سایت پتانسیل ثبت کنید. ضمنا یادتون باشه با اجرای این تکنیک ها و تمرین ها میتونید یک نتیجه ی فوق العاده رو برای خودتون رقم بزنید و از حافظه  خودتون استفاده های خیلی بهتری ببرید.تا قسمت بعدی خدانگه دار

 

برای دریافت آموزش ها و مقالات سایت و همچنین تخفیف های شگفت انگیز ایمیل خود را وارد کنید:

Newsletter signup

Please wait...

ممنون از عضویت شما

شما هم به خانواده

3000 نفری

پتانسیل بپیوندید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*