توهم دانایی خطرناک است!

اقای مطلبی-

به نام خدا

دشمن دانایی جهل نیست! توهم دانایی است.

مشخص است که وقتی مفهومی را درک نمی کنیم، وقتی اطلاعاتی نداریم، وقتی چیزی نمی دانیم، به دنبال دانستن، آموختن و یادگیری می رویم. اما وقتی فکر می کنیم، خیال می کنیم که می دانیم، ولی در حقیقت هیچ  چیز نمی دانیم، دچار توهم دانایی شده ایم.

توهم دانایی خطرناک است. مثل فرد آلوده ای می شویم که به ویروس آلوده است و نشانه ای هم ندارد. خیال می کند، گمان می کند، سالم است. با دیگران زندگی اجتماعی دارد، و همه را آلوده می کند . بدون اینکه خودش بداند یک ویروس فعال است.

وقتی خیال می کنید که می دانید، براساس اطلاعات و دانشی که همان لحظه در خود احساس می کنید، دست به تصمیم گیری می زنید. تصمیم گیری شما، منجر به یک عمل و بعد هم دیدن یک عکس العمل از طرف مقابل ، یا از دنیای پیرامون شما می شود. و بعد هم این زنجیره آن قدر ادامه پیدا می کند که بازخورد آن به خود شما برمی گردد.

خیلی ساده ، شما دچار توهم دانایی شده اید که به ضرر خودتان تمام شده است. !

profile-picture-in-theworld-of-potansielامروزه ، با وجود داشتن اینترنت ، تلگرام، اینستاگرام و … همه به نوعی دچار توهم دانایی شده ایم. 

وقتی مطلبی را در جایی می خوانیم، مثل شخصی می شویم که از کنار یک باغ قدم زده است. باغی سرسبز را می بیند و همین! آن وقت است که دست به قضاوت و نتیجه گیزی می زنیم. حتی گاهی محصول و درآمد آن باغ را هم تخمین می زنیم. کاری که ما ایرانی ها خوب یادگرفته ایم! بعد هم نتیجه می گیریم که پس … این چیز و آن چیز!

این هم توهم دانایی است. وقتی هنوز به درون باغ نرفته ایم، وقتی هنوز درختان میوه و حاصل خیز را نشمرده ایم، آخر چطور به خودمان اجازه می دهیم ، جرات می کنیم، یک برآورد کلی از اندک مقداری که دیده ایم، داشته باشیم؟! کمی سنجیده تر رفتار کردن هم بد نیست!

از طرفی ب، به کسانی که به شیوه های ارائه ی محتواهای جذاب و البته خطرناک هم ، به مخاطبینی که نمی دانند چه بخوانند، چه نخوانند، سری بزنیم. این افراد ممکن است شناخت عمیقی درباره مسئله ای داشته باشند که درباره اش صحبت می کنند. اما گزینش می کنند. یعنی گزینه ای رفتار می کنند. از ما می خواهند که به اندازه ای که خود آنها می خواهند، به ما اطلاعات بدهند. تشخیص حد و اندازه با آنهاست. و ما فقط یک نیروی ِ خواننده صرف هستیم که فقط باید بخواند. بدون اینکه فکر کند شاید بیشتر ازاین هم وجودداشته باشد. یا شاید این اشتباه باشد. آن وقت است که ما دچار توهم می شویم. همان توهم دانایی!

                                             Thomas J. Watson-potansiel

برای دانستن باید سختی کشید.باید تلاش کرد.

برای اینکه بدانیم باید دست به تلاش بزنیم. باید بخواهیم که بدانیم. این اولین قدم است. باید دیگر شخص یا جمله ای را هدف نگیریم. باید برای خودمان هدف گذاری درست داشته باشیم. بدانیم دقیقا به دنبال چه چیزی هستیم. این که بپدیریم نمی دانیم خوب است. عالی است. قدم بعدی به دنبال دانستن رفتن است.

خیلی از ما بعضی جملات خاص و اثرگذار را می شنویم. خواندن این مطالب خوب است به شرطی که ما را دچار سوگیری و جهت دهی خاصی نکند. یعنی وقتی آن جمله را خواندیم؛ شروع کنیم به رد هر مطلبی که غیر از آن بود، و یا قبول مطالبی که در تایید آن مطلب باشد. بدون جهت گیری و سوگیری به دنبال مطالب باشید. قضاوت و نتیجه گیری را بگذارید برای بعد!

 

بخوانید  چگونه می توانم بر ترس هایم غلبه کنم؟

برای دریافت آموزش ها و مقالات سایت و همچنین تخفیف های شگفت انگیز ایمیل خود را وارد کنید:

Newsletter signup

لطفا کمی صبر کنید....

ممنون از عضویت شما

شما هم به خانواده

چند هزار نفری

پتانسیل بپیوندید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*